|
به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید دلِ من گرفته زینجا، هوسِ سفر نداری؟ زغبار این بیابان همه آرزویم اما… چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان؟ به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم سفرت به خیر اما تو و دوستی خدارا چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام مارا
ــــ ــــ ــــ ــــ ــــ ــــ ــــ ـــ ــــ ــــــ ــــ ـــــ ـــــ
...نمی دونم چی باید بگم
....چی بنویسم
...کدوم یکی از خاطره هام رو بگم
....کدوم یکی از زجرایی که این چند روز کشیدم رو بگم
...میگن نیومده رفتیم ... همینه قضیش
...فقط میخوام همه چیز خوب پیش بره ...همه چیــــز
....همه چیـــــــز دوباره آروم بشه ... همه چیز دوباره عوض بشه
...دقیقا یک معجزه لازم دارم ... ! فقط همین
...اگه آدم خودش رو به اسکلی بزنه خوبه
....خیلی ام خــــــــــــــــوبه
...دیگه هیچی حالیش نیست
....ولی دل حالیشه ... نمیشه با اسکل بازی خرش کرد
...هیچ چیز به اندازه مجبور بشی بذاری و بری غم انگیز نیست
....حالا منم دارم که دارم میرم
...ازین تلخ تر نمیشه ... ازین زجر آور تر نمیشه
...خنده های تلخت که میخوان اشک هات رو پنهان کنند
...چشمات نمیتونه دروغ بگه ... برقه اشک رو نمیتونه بپوشونه
" شاید دیگه نبینمت ... شاید نگاه آخره ... چشمای بی گناه تو .. آتیش به جونم میزنه...
.."سادگی اشتباه ما ... گناهه ما دل بستنه ... جدایی سرنوشت تو ... تنهایی تقدیره منه
...بســــــــــــــــــــــه دیگـــــــــــــــــــــــــــــه
....دارم همه خاطره هارو توی ذهنم مرور میکنم ... خوب ... بد .. تلخ ... شیرین
....چه دوستای باحالی داشتم اینجا... ۴ تا دوست خــــوب
هرروزش واسم خاطرست ... شر بازی هامون .. دیر رفتن سر کلاس ... پیچوندن امتحانا ... سوژه های
معلما ... سوتی هاشون ... کلافه شدن معلما از ما ۵ نفر سر کلاس که انقدر میخندیم ... آب بازی
هامون ... آب دادن به گلدونی که تهش سوراخ بود و همه هیکلمون گلی شد ... شهر بازی که ۴ تامون
رفتیم و خنده هاش ... پیدا کردن کلمه ی "جان" توی دینی و زیست ... گوجه خیار کردنا سر اجتماعی
...عادت کردن به اینکه روزای امتحان میگفتیم : "واااااای .. هیچی نخوندممممم..خدا کنه گیره امته "
...یادگاره نوشت توی کتابامون ... تمرین کردن سره سرود ها و دعوا کردناش ... و و و و
...اشکم دیگه داره در میاد ... نمیتونم بیشتر از این بنویسم ازین خاطره ها
دلم اینجا پیشه خاطره ها و ... میمونه...
خدافظی نمی کنم ... خداحفظی برای همیشه بلد نیستم ...
ولی فقط میگم ....دلـــــــم این جا میمونه ....
همیـــــــــــن ....
....................................................................
از همه اینا بگذریم ... شایدم برگشتم ...

|